اثربخشی استراتژی بنیادی تبلیغ در دفاع از انقلاب اسلامي
در اين مقاله سعي شده است کارآمدي استراتژي تبليغ در دفاع از انقلاب اسلامي به عنوان يک استراتژي بنيادي از ديدگاه امام خميني (ره) استخراج و ترسيم شود. اين معيارها با توجه به محتواي سخنان امام خميني (ره) به دست آمده و سپس در يک الگوي نظري با يکديگر در ارتباط قرار گرفته است.

مجموعه عناصر الگوي مطلوب تبليغ براي دينداران و در رأس آنها روحانيون يکي از اصلي ترين استراتژي بسط آرمان هاي اسلامي و دفاع از اين آرمان ها در مقابل دشمنان در طول تاريخ بوده است. در اين استراتژي، مخاطب با ادله بينه استحکام تفکر ديني در مقابل هرگونه روش ارعاب و خشونت آشنا مي گردد و با ارکان دين روبه رو مي شود. مولفين اين مقاله اميدوارند جامعه ديني ما به ويژه روحانيت بر اساس آموزه هاي امام خميني نه تنها اين سنت حسنه را به فراموشي نسپارند بلکه با بهره گيري از ابزارهاي جديد، هر چه بيشتر به قوت اين استراتژي در مقابل سياست هاي ارعاب و ترور غرب افزوده و احکام تعالي بخش اسلام و آرمان هاي رهايي بخش انقلاب اسلامي و امام خميني را به جهانيان معرفي نمايند.
اثربخشي تبليغات مذهبي و موفقيت روحانيون در آن به عنوان يکي از مهم ترين انتظارات نقشي که براي اين گروه اجتماعي تعريف شده است، از موضوعاتي است که همواره از دغدغه هاي خاطر امام خميني بوده است و ايشان در بيانات خود از بدو ورود به صحنه مبارزات اجتماعي به مناسبت هاي مختلف گوشه هايي از اين دغدغه خاطر را ظاهر کرده است. در اين مقاله سعي خواهد شد با استفاده از تحليل کيفي بيانات ايشان، الگوي مطلوب تبليغ در مقابل ساير ابزارهاي دفاع و نشر آرمان ها و انديشه ها براي مبلغان مذهبي ترسيم شود و مشخص گردد که متغيرهاي مهم و نوع رابطه آنها با يکديگر به منظور موفقيت مبلغ ديني در انجام وظيفه خود از نظر ايشان به چه کيفيتي است.
در مجموع مي توان گفت امام خميني در استراتژي تبليغ سعي در پاسخ دادن به پنج سوال اصلي داشته اند. اين سوالات به شرح ذيل مي باشند:
1. وظايف مبلغان ديني با توجه به نقش آنها و تعدد انتظارات نقش ايشان (مذهبي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، قضايي، اقتصادي و…) چيست؟
2. تبليغات دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي ايران برچه موضوعاتي متمرکز مي باشد و آنها با چه اهدافي دست به تبليغ مي زنند و دينداران چگونه بايد با اين تبليغات مقابله کنند؟
3. مخاطرات دروني در جهت ايفاي نقش روحاني به ويژه به عنوان يک مبلغ کدامند و چه توجهات و وظايفي در اين باره متوجه روحانيون است؟
4. اهميت نقش يک عالم ديني در نظام اجتماعي ايران در دوره پس از انقلاب اسلامي در چه مواردي است و ضرورت توجه روحانيون به اين موضوع در چيست؟
5. ابزارهاي مختلف تبليغي که مبلغان ديني و به طور کلي دينداران بايد به آنها توجه بيشتري نمايند کدامند و اين ابزارها چه نقشي در مبارزات نوين امپرياليسم غرب با اسلام دارند؟
6. در قسمت هاي آتي تلاش مي شود ضمن پاسخگويي به هر يک از سوالات پنج گانه فوق، مشخص شود که اين پنج مقوله چگونه با يکديگر در ارتباط هستند به نحوي که جامعه ديني و عالمان دين با توجه و عمل به آنها، مي توانند به عنوان يک مبلغ در نقش خود توفيق حاصل کنند.
الف) کار ويژه هاي روحانيت در استراتژي تبليغ
بخش اصلي و محور سخنان امام خميني درباره روحانيون به وظايفي مربوط مي شود که از ايشان در نقش خود و به ويژه باز تعريف نقش آنها در دوره پس از انقلاب اسلامي انتظار مي رود. اين انتظار هم به عنوان يک انتظار مبتني بر آموزه هاي مکتب اسلام تعريف شده است و هم به عنوان انتظاراتي که قشرهاي مختلف مردم از نقش روحانيت پيدا کرده اند، هرچند بين اين دو عملا نمي توان تفکيکي معنادار قائل شد.
اين وظايف در ديدگاه امام خميني از تعدد و تنوع درخور ملاحظه اي برخوردار است که حاکي از سنگيني نقشي است که بر گروه يا قشر اجتماعي روحانيت بعد از انقلاب قرار دارد و مي تواند اين قشر را با فشار نقش و تعارض نقش روبه رو سازد. تنها بيان تيتروار اين وظايف، ده ها صفحه فضاي نوشتاري را طلب مي کند.
از مهم ترين نکات قابل توجه در اين بخش، توجه به شيوه هاي رفتاري روحانيون است. موارد متعددي از وظايف به رفتار و عمل روحانيون و توجه ايشان به اين شيوه ها با توجه به ارزيابي رفتار ايشان از جانب مردم است. توجه به زهد به ويژه زهدي که مي توان آن را زهدي اين جهاني ناميد در بيانات امام خميني بارها تکرار و بر آن تأکيد شده است.توجه به ارزش هاي فرامادي و مبارزه با خواهش هاي نفساني و دوري از منافع شخصي موضوعي است که به دفعات مورد توجه و اشاره ايشان قرار گرفته است.
يکي از نکاتي که از مجموع ديدگاه هاي ايشان درباره روحانيون مي توان دريافت اينکه امام خميني روحانيت را يک مجموعه يکپارچه و به هم پيوسته قلمداد کرده و وظايفي که براي ايشان برشمرده عمدتا صرف نظر از اين است که آيا يک روحاني در محيط نظامي خدمت مي کند، در مقام يک مبلغ در يک روستاست، در مقام رئيس جمهور يا نماينده مجلس است و يا در نقش يک معلم. وظايف روحانيون را با توجه به نقش تبليغي رئيس آنها مي توان به شيوه زير طبقه بندي کرد:
– وظيفه شناختي و واقع گرايي در آن
در اين رابطه روحانيون بايد آنچه در نزد افکار مردم ايران يا افکار عمومي جهانيان به عنوان نقطه کور مطرح است روشن نمايند، در تبليغ به صحت تبليغات اهميت فراوان دهند و در آن مبالغه نکنند. سلامت تبليغ امري شناختي است که به لحاظ روان شناسي تبليغات از مهم ترين عوامل موفقيت تبليغات در بلندمدت ارزيابي مي شود. امام خميني همواره تأکيد داشته اند اسلام را آن طور که هست بايد عرضه داشت و معرفي کرد. چهره واقعي اسلام را بايد ابلاغ کرد.
شناساندن اسلام به ساير ملت ها از ديگر وظايف شناختي است که از ديدگاه امام خميني روحانيون بايد به آن بها دهند. بايد احکام اسلام را به مردم بفهمانند و آن چيزي که نادرست و نارواست و در ميان مردم جا افتاده است بايد تصفيه کنند.
در ميان وظايف شناختي، رشد و تکامل فکري روحانيون جوان توسط ايشان مورد تأکيد قرار گرفته و همواره بر همکاري و مشورت با افراد مطلع توجه داشته اند. در همين حيطه ثابت کردن مستند دروغ ديگران و پرده برداري از بوق هاي تبليغاتي بيگانگان نيز به دفعات مطرح شده است.
گفتن مسائل روز و فراموش نکردن آن و همچنين گفتن مسائل اخلاقي و اعتقادي نيز از ديگر وظايف شناختي است که امام خميني براي روحانيون و در گفتگوي با ايشان توصيه کرده اند (رک: اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص9-13 و ص21).
– معنويت گرايي
دوري از هوا و هوس هاي نفساني و توجه به معنويات در برابر ماديات از جمله وظايفي است که امام خميني همواره به شيوه هاي گوناگون براي روحانيون مورد تأکيد قرار داده اند. به عنوان نمونه ايشان همواره اظهار داشته اند که براي خدا کار کنيد و نه براي مقام و منصب، از طمع دوري کنيد، از هواهاي نفساني دوري کنيد، از خودنمايي بپرهيزيد، در زندگي سادگي را پيشه کنيد، به معنويات به جاي ماديات توجه کنيد و معنويت را به مردم بفهمانيد، تزکيه نفس را بالاتر از تحصيل علم و حکمت قرار دهيد و تحصيل را با تهذيب همراه کنيد و از منافع شخصي بپرهيزيد (رک: روحانيت طلايه دار اسلام فقاهت از ديدگاه امام خميني، ص 77-78؛ امام و انقلاب فرهنگي، ص 78؛ امام و روحانيت، ص 47 و ص 75-93؛ تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص3؛ اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص16 و ص 22-27؛ نقش روحانيت در اسلام، ص 48).
اينها مجموعه اي است که در بين مجموع وظايف روحانيون از ديدگاه امام خميني مي توان آنها را تحت عنوان معنويت گرايي گروه بندي کرد.
– عمل گرايي
عمل گرايي به معناي محدود نشدن در حوزه فکر و نظر و وارد صحنه و ميدان عمل شدن، يکي از محورهايي است که در ديدگاه هاي امام خميني درباره وظايف روحانيون مشاهده مي شود. در اين رابطه به عنوان نمونه مي توان به موارد زيراشاره کرد:
* اهميت تبليغ عملي (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص10).
* ورود به ميدان عمل در لحظه ضرورت (روحانيت طلايه دار در اسلام فقاهت از ديدگاه امام خميني، ص57، 61)
* اهميت عمل و حل گرفتاري هاي مسلمين (امام و انقلاب فرهنگي، ص89-87).
* هم زماني علم و عمل (امام و انقلاب فرهنگي، ص5).
* کفر ستيزي و آرام نماندن در برابر ستم ستمکاران (امام و روحانيت، ص56).
* پشتيباني از استقلال کشورهاي اسلامي (امام و انقلاب فرهنگي، ص99-105).
– وحدت گرايي
مي توان گفت وحدت و تأکيد امام خميني بر آن موضوعي است که احتمالا بيش از هر موضوع ديگري از جانب ايشان مورد تأکيد قرار گرفته است. وحدت ميان روحانيون، وحدت ميان مردم، وحدت روحانيون و مردم، وحدت حوزه و دانشگاه يا به تعبير ايشان وحدت فيضيه و دانشگاه و وحدت کشورهاي اسلامي از زمينه هايي هستند که در آنها اهميت وحدت توسط ايشان مورد يادآوري و تأکيد قرار گرفته است. در همين زمينه مي توان به برخي موارد اشاره کرد:
* هماهنگي بين همه نهادها در تبليغ (درس هايي از وصيتنامه امام خميني، ص92،93).
* حفظ وحدت در برابر تبليغات دشمنان (درس هايي از وصيتنامه امام خميني، ص93،92).
* طرد و دور نکردن دانشگاهيان، وحدت حوزه و دانشگاه، پيوند با دانشگاهيان و جوانان،
شکستن سد بين فيضيه و دانشگاه (امام و روحانيت، ص60، 454-456؛ امام و انقلاب فرهنگي، ص150-154).
* همه يک هدف را دنبال کردن (امام و انقلاب فرهنگي، ص114).
* حفظ جماعات (امام و انقلاب فرهنگي، ص114؛ درس هايي از وصيت نامه امام، ص88).
* پيوند و انسجام با مردم (امام و انقلاب فرهنگي، ص106).
* حفظ وحدت کلمه و… (امام و انقلاب فرهنگي، ص106؛ درس هايي از وصيتنامه امام خميني، ص89، 90).
– کميت گرايي توأم با کيفيت
کميت گرايي در اينجا نه به معناي غلبه کميت بر کيفيت بلکه تنها نشان دهنده يکي از ابعاد مورد نظر امام خميني در تبليغات توسط روحانيون است. در واقع بر اساس اين متغير مشخص مي شود که ايشان همواره بر گسترش تبليغات و اکتفا نکردن به آنچه هست توجه داشته و خواهان افزايش حجم تبليغات موجود بوده اند. اين متغير را مي توان در اشاره هاي ايشان به مواردي نظير موارد ذکر شده در زير يافت:
* دامنه دار کردن تبليغات (امام و روحانيت، ص59).
* حجم زياد تبليغات و توجه به ايجاد مجامع تبليغات (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص5).
* احتياج به مجالس تعزيه و روضه بيشتر از گذشته (درس هايي از وصيتنامه امام خميني، ص39-50).
در عين حال علاوه بر اين به طور مستقيم و غير مستقيم مي توان کيفيت گرايي را در بسياري از گفته هاي ايشان يافت. به عنوان مثال برخي اشاره هاي ايشان در اين رابطه عبارتند از:
* محتوا دادن به صورت ها (نقش روحانيت در اسلام، ص59، 60).
تصفيه آن چيزي که نارواست و… (امام و روحانيت،ص9 و ص24-30
عدالت گرايي
عدالت خواهي، عدالت جويي و به طور کلي عدالت گرايي يکي ديگر از متغيرهايي است که مي توان از مجموعه بيانات امام خميني درباره روحانيت و تبليغات استخراج کرد. اين متغير را در جنبه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي مي توان مشاهده کرد. به عنوان نمونه مي توان به تأکيدات ايشان در موارد زير اشاره کرد:
* برخورد يکسان با فقير و غني و خدمت به همه مردم خصوصا مستضعفان (درس هايي از وصيت نامه امام خميني، ص63)
* اقامه عدالت اجتماعي (نقش روحانيت در اسلام، ص59)
* فرق نگذاشتن بين شهرهاي بزرگ با روستاهاي کوچک (امام و روحانيت، ص262،261).
مردم گرايي
مردم از اصلي ترين پايه هايي هستند که در انديشه و بيانات امام خميني عامل حفظ نظام اسلامي مي باشند. با تحليل محتواي کمي سخنان ايشان، احتمالا يکي از واژه هايي که در کنار واژه هايي نظير اسلام و وحدت بيش از ساير واژه ها توسط ايشان ابراز شده است، واژه مردم است. تأکيد بر مردم در قالب هاي مختلفي توسط ايشان ارائه شده است. تأکيد يايشان بر موارد زير را مي توان به عنوان نمونه هايي از مردم گرايي و اهميت آن دانست:
* خدمت به مردم (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص91-101).
* اهميت توجه به مردم و فکر و قلوب مردم (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص17).
* کار براي ملت نه راست و چپ (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص105،104).
*پيوند و انسجام با مردم (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص18)
* فهماندن احکام اسلام به مردم (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص304).
* تشويق مردم (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص310)
* فهماندن واقعيات به مردم (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص311)
* غفلت زدايي از مردم (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص354).
* آشنا کردن مردم به وظايف سياسي، اجتماعي و فرهنگي شان (امام و روحانيت، ص 353).
اصول گرايي ديني
اصول گرايي يکي از متغيرهايي است که مورد نظر امام خميني بوده است. اين متغير در کنار توجه به مقتضيات زمان و ابزارهاي دنياي نوين قرار گرفته است و به معناي جدايي از دنياي جديد و فراغت از زمان حال و بازگشت به گذشته نيست. در واقع متغيرهايي که در اين بخش از نوشتار سعي در تجزيه آنها داريم تنها تجزيه اي نظري به منظور شناخت بهتر انديشه هاي امام است و در واقع اين متغيرها در يک کل يا مجموعه قرار مي گيرند و هيچ يک را نمي توان در ديدگاه امام از ديگري تجزيه کرد. با اين حال تأکيد بر حفظ اصول و سنت هاي اصيل ديني به همان شيوه گذشته و برگزاري مناسک مذهبي را به روشني در بيانات ايشان مشاهده کرد. به عنوان نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
* اهميت حفظ مسجد (نقش روحانيت در اسلام، ص72؛ امام و انقلاب فرهنگي، ص112)
* مسجد به عنوان مرکز تبليغ اسلام (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص72، 73)
* زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتي (امام و روحانيت، 491)
* گفتن شعر و نثر در فضائل و مصائب اهل بيت (عليهم السلام) (درس هايي از وصيتنامه امام خميني، ص40 و 45).
* مرثيه خواني (امام و روحانيت، ص 491)
*روضه را مفصل خواندن نه مختصر، دست بر نداشتن از روضه (امام و روحانيت، ص492).
* بزرگداشت حماسه عاشورا و سيد الشهدا (درس هايي از وصيت نامه امام خميني، 39-50)
* حفظ اعياد و مجالس عزا، مجالس عزا باعث هماهنگ کردن ملت مي شود (امام و روحانيت، ص491؛ درس هايي از وصيت نامه امام خميني، ص41)
* توجه به تبليغ در محرم و صفر (درس هايي از وصيت نامه امام خميني، ص 43)
خداجويي
به طور کلي بايد گفت فرهنگ تبليغ توسط قشر روحاني با محوريت خداوند تبارک و تعالي است. در انجام هر رفتار و در ارسال هر پيام، روحاني بايد خدا را در نظر داشته باشد و ايفاي نقش خود را به عنوان وظيفه اي الهي بنگرد. تبليغ در نهايت براي خدا انجام مي شود. در اين رابطه برخي موارد که مورد تأکيد ايشان بوده است به عنوان نمونه عبارت اند از:
* تبليغ براي خدا (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص28، 29)
* تبليغ وظيفه اي الهي (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص37،36)
* کار براي خدا نه مقام و منصب (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص45،44).
* کار براي خدا بدون رياکاري و نمايش (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص30)
* روحاني بايد يادآور پيامبر اسلام (ص) باشد (روحانيت طلايه دار اسلام فقاهت از ديدگاه امام خميني، ص81)
* حاضر دانستن خداي تبارک و تعالي در هر جا (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص88، 89)
اسلام خواهي
حفظ اسلام و احکام و قوانين آن سرلوحه انتظارات نقش روحانيت محسوب مي شود. در واقع موفقيت نقش روحانيت بر اساس اين معيار است که اين ضعف تا چه حد در حفظ اسلام و
انتقال آن به نسل هاي آينده موفق بوده است.
بسياري از مواردي که امام خميني درباره نقش روحاني و مبلغ عنوان کرده اند مستقيما يا غير مستقيم به اين انتظار نقش مربوط مي شود. در هر حال در اين رابطه مي توان به موارد زير به عنوان نمونه اشاره کرد:
* دفاع از احکام اسلام (روحانيت طلايه دار اسلام فقاهت از ديدگاه امام خميني، ص79-83)
* تحويل با قدرت اسلام به نسل هاي آينده (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص98)
* آمادگي براي فدا کردن جانمان براي اسلام (امام و روحانيت، ص46)
* حفظ قوانين اسلام سرلوحه مرام روحانيون (امام و روحانيت، ص44)
* دميدن روح شهامت و شجاعت و شهادت در کالبد مردم (امام و روحانيت، ص43)
* هدف اصلي در هر فعاليتي اسلام است (نقش روحانيت در اسلام، ص43،42)
* اسلام از هر چيز عزيزتر است. آمده ايم اسلام را حفظ کنيم (اخلاق از ديدگاه امام خميني، ص99)
کارآمدي در بهره گيري از نيروي انساني
نيروي انساني متخصص به عنوان يکي از مهم ترين انواع سرمايه محسوب مي شود که توانايي بهره گيري از آن نقش مهمي در دستيابي به اهداف سازماني يا اهداف تبليغي دارد. اين موضوعي است که امام خميني بر آن تأکيد کرده اند و طرد نيروي توانمند را به کمتر دلايلي مجاز شمرده اند و بيشتر اعتقاد به استفاده از توان افراد همراه با اعمال شيوه هاي نظارتي بوده است. در اين رابطه به عنوان نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
* اهميت افراد و از دست ندادن آنها حتي يک نفر (امام و روحانيت، ص191؛ نقش روحانيت در اسلام، ص19)
* طرد نکردن دانشگاهيان (امام و روحانيت، ص191)
* همکاري روحانيون، نويسندگان و هنرمندان (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص347،346)
* مشارکت دادن سايرين و نظارت بر کار آنها (تبليغات از ديدگاه امام خميني،ص79)
موقعيت شناسي (زمان شناسي)
آشنايي با مقتضيات زمان و نيازهاي نظام اجتماعي موضوعي که در ضمن سنت گرايي مورد توجه و تأکيد امام خميني قرار داشته است. پاسخگويي تبليغات مذهبي به نيازهاي احساس شده در يک نسل مشخص، نقش مهمي در اثربخشي پيام هاي تبليغي خواهد داشت در حاليکه دور بودن پيام هاي تبليغي از نيازهاي مخاطبان مي تواند تبليغات انجام شده را غير کارآمد و غير اثربخش نمايد و آن را با شکست مواجه سازد. در اين رابطه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
* عدم انفعال در تبليغ، عضو فعال در جامعه بودن (امام و روحانيت، ص206،205)
* استفاده از فرصت ها (امام و روحانيت، ص194؛ نقش روحانيت در اسلام، ص22)
* فرصت ندادن به دشمن (تبليغات از ديدگاه امام خميني، ص312)
در مجموع بايد يادآور شد که وظايف روحانيون به ويژه در نقش يک مبلغ به لحاظ عملي و در واقع قابل تجزيه از يکديگر نيست و همگي به عنوان يک عامل يا مجموعه کلي مي باشند که در کنار يکديگر قرار مي گيرند. تجزيه آنها بيشتر به لحاظ نظري و براي شناخت بيشتر مي تواندمفيد واقع شود. اين موضوع در شکل زير نمايش داده شده است: