میگوییم اختلاس شده، میگویند کار دشمن است!
تقی آزادارمکی، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران:
نگاه دولت به مسائل جامعه، سیاست و فرهنگ، ایدئولوژیک است. در نگاه ایدئولوژیک مشکلات بهراحتی قابل حلاند؛ به نحوی که باید با دشمن جنگید و با بیگانه مقابله کرد؛ راه دیگری هم نیست.

اکنون نوع نگاه همین است که در خارج از مرزها دشمن و در داخل بیگانه تلقیکردن طیفهای زیادی از مردم. دولتی که با گفتمان ایدئولوژیک روی کار میآید درکی از مشکلات ندارد؛ مثلا میگوییم نرخ دلار بالاست، میگوید پایینش میآوریم و هیچ راهکاری نمیدهد. میگوییم اختلاس شده است، میگوید کار دشمن است و از این دست حرفها.
برای حل مشکلات هم راهحل ویژهای ارائه نمیدهد و روزبهروز مشکلات هم افزوده میشود و مردم فقیرتر.
او درباره ضعف بوروکراسی در بیعملی دولت هم تشریح کرد: «ساحت دیگر موضوع ضعف بوروکراسی است که دیگر باید گفت فروپاشی بوروکراسی، در گذشته برخی بودند که بوروکراسی را باطل میدانستند. همینها دوگانه تعهد و تخصص را ایجاد کردند. وقتی متخصصها کنار گذاشته شدند، تعهد حرف اول و آخر را میزد. اگر انتظار فقط پروژه هیجان بود، ایرادی نداشت و همین متعهدها میتوانستند پاسخگوی نیاز باشند اما برای کارهای تخصصی و علمی مانند محیط زیست، سیاست، دیپلماسی، اقتصاد و… تخصص اولویت داشت. در این شرایط نیروی متخصص کنار گذاشته شد و به تدریج در مقابل حاکمیت سیاسی قرار گرفت. هر دولتی هم میآمد اتوبوسی نیروهای دلخواه خودش را میآورد تا آنکه نظام بوروکراسی کشور دچار بحران و آشفتگی شدید شد».
این جامعهشناس ساحت سوم یعنی ایدئولوژیکبودن دولت را اینگونه تبیین کرد: «جهتگیری سوم نگاه ایدئولوژیک دولت به جامعه، سیاست و فرهنگ است. در نگاه ایدئولوژیک مشکلات بهراحتی قابل حلاند؛ به نحوی که باید با دشمن جنگید و با بیگانه مقابله کرد؛ راه دیگری هم نیست. اکنون نوع نگاه همین است که در خارج از مرزها دشمن و در داخل بیگانه تلقیکردن طیفهای زیادی از مردم. دولتی که با گفتمان ایدئولوژیک روی کار میآید درکی از مشکلات ندارد؛ مثلا میگوییم نرخ دلار بالاست، میگوید پایینش میآوریم و هیچ راهکاری نمیدهد. میگوییم اختلاس شده است، میگوید کار دشمن است و از این دست حرفها. برای حل مشکلات هم راهحل ویژهای ارائه نمیدهد و روزبهروز مشکلات هم افزوده میشود و مردم فقیرتر».
آزادارمکی در پایان درباره تأثیرات یکدستسازی حاکمیت بر وضعیت کنونی دولت گفت: «یکدستسازی که رخ نداده بود، نیروهایی با نوع نگاه متفاوت در ارکان حاکمیتی حضور داشتند که به نقد یکدیگر میپرداختند. در واقع در آن زمان افشاگری وجود داشت اما همان موقع هم مشکلات رفع نمیشد و همین نهادها که با هم اختلافنظر داشتند، قدرت کنترلکنندگی نداشتند. مثلاً آقای روحانی برجام را پیش میبرد و از آن دفاع میکرد و طیف مقابل در نهادهای دیگر او را مسخره میکردند یا روحانی به گشت ارشاد انتقاد میکرد اما گشت ارشاد همچنان وجود داشت و به کارش ادامه میداد. به هر حال من باور دارم جامعه ایرانی به وضعیتی رسیده است که نسبت به دولت به معنای عام بیاعتنا شده است. مثلاً آقای رئیسی هر آرزویی را هم مطرح کند، کسی اعتنایی نمیکند یا وقتی کوچکترین اتفاقی در هر عرصهای رخ دهد، بازار قیمتها را بالا میبرد زیرا دیگر برای جامعه مهم نیست که دولت چه میگوید و چه میخواهد.