هنگام دعا کردن برای خود و دیگران باید خود را مقدم بداريم؟

در آيات متعدّدى از قرآن، دعاكننده ابتدا براى خود دعا كرده است؛ دعاهايى كه بيشتر، از زبان پيامبران نقل شده اند[۱]ولى منحصر به آنها نيستند و از زبان مؤمنان نيز آمده اند .در سلام انتهاى نماز نيز اين گونه است كه ابتدا بر خود و سپس بر بندگان صالح خداوند، سلام و درود مى فرستيم.

از سوى ديگر، در احاديث شيعه و اهل سنّت نيز منعى براى اين كار مشاهده نمى شود، هر چند تقديم ديگران، ياريگر استجابت دعا دانسته شده است. بر اين پايه، مشاهده مى شود كه پيامبر اكرم(ص) به چند گونه رفتار كرده اند: گاه، تنها براى ديگران دعا نموده و گاه به هنگام دعاى مشترك و بويژه طلب رحمت و مغفرت، خود را[۵]و گاه نيز ديگران را مقدّم داشته اند.

روايت «الجار ثُمّ الدار» نيز با توجّه به سبب ورودش، ناظر به دعاى مشترك نيست تا ترتيب و تقديم دعا براى خود يا ديگران در آن مطرح شده باشد ؛ بلكه ناظر به اهمّيت دعا كردن براى ديگران است. اين روايت، بيانگر اين واقعه است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام يكسر به ديگران انديشيده و براى ايشان دعا كرده و دعا كردن براى خود را به فرصتى ديگر وا نهاده است. به سخن ديگر، حديث «الجار ثمّ الدار»، اهمّيت دعا كردن براى ديگران را گوشزد مى كند، حتّى اگر انسان، فرصت دعا را براى خود نيابد.

اين، رفتارى والا و اخلاقى است كه در باره بقيّه معصومان عليهم السلام و در رأس آنان، پيامبر اكرم(ص) نيز گزارش شده است . بسيارى از صد و اندى دعاى نقل شده از پيامبر(ص) براى افراد و اقوام خاص و نيز برخى از دعاهاى صحيفه سجّاديه، نمونه هاى اين رفتار اخلاقى و عبادى اند؛ امّا اين امر موجب نمى شود كه كسى به هنگام يادكرد مشترك از خود و ديگران در دعايش، ملزم به رعايت ترتيب در ذكر خود و ديگران باشد؛ پس اين ترتيب مى تواند به گونه دلخواه و متغيّر صورت گيرد، بى آن كه حديثى آن را نفى و يا محدود كرده باشد.

بر اين پايه ممكن است با استناد به دو حديث ياد شده و نيز احاديثى مانند حديث زير، نتيجه بگيريم كه شيوه هميشگى و يا غالب پيامبر(ص) در دعا كردن، تقديم ذكر خود بوده است:

اللّهُمَّ اغفِر لى وَ لاُِمَّتى، اللّهُمَّ اغفِر لى وَ لاُِمَّتى، أستَغفِرُ اللّه لى وَ لَكُم . بار خدايا! مرا و امّتم را بيامرز. بار الها! مرا و امّتم را بيامرز. از خداوند براى خودم و شما آمرزش مى طلبم .

اين نتيجه، مشكلى به همراه ندارد؛ امّا با توجّه به نقل كامل تر دو گزارشِ ياد شده در منابع ديگر، روشن مى شود كه آن دو، در واقع يك حديث اند و موضوع حديث هم در باره پيامبران پيشين است كه هر گاه پيامبر(ص) از آنان ياد مى نمودند، رحمت الهى را ابتدا براى خود و سپس براى آنان طلب مى كردند.

اين، در حالى است كه احاديث ديگرى در دست اند كه نشان مى دهند پيامبر خاتم(ص) گاه به اقتضاى جايگاه سخن، فقط براى پيامبران پيشين دعا كرده اند، بى آن كه از خود، ياد كرده باشند، همان گونه كه در دعا براى موسى عليه السلام و لوط عليه السلام و يا كسان ديگر به چشم مى آيد.

با توجّه به اين احاديث، دو گزارشِ ياد شده را به معناى اغلب و نه عام بودن اين شيوه تفسير مى كنيم. به سخن ديگر، اُبَىّ بن كعب از مشاهده موارد متعدّد، چنين فهميده كه پيامبر(ص) هميشه اين گونه دعا مى كند و گونه هاى ديگر به دليل ندرت و يا دلايل ديگر، از چشم او دور مانده است. بى گمان اگر اُبَىّ بن كعب نيز دعاهاى ديگر پيامبر(ص) را مى ديد، گزارش خود را به صورت جمله عمومى و هميشگى در نمى آورد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.